نکات قرآنی،استاد مسعود ریاعی،نکات قرآنی شماره 51- قرض دادن به خدا
مَن ذَاالَّذِی یُقرِضُ اللهَ قَرضَاً حَسَنَاً
کیست که به خداوند، قرضی نیکو دهد؟
چه قرضی؟! مگر خداوند، غنی نیست؟! مگر معاذالله او محتاج چیزی است؟! این آیه شریفه چه معنایی را اشاره رفته است؟! شاید تصور کنی، مراد از آن، قرض دادن به دیگران است، به نیازمندان است، و خداوند، آن را به پای خود حساب می کند تا اجر فراوان دهد. خوب، این معنایی نیک است اما معنایی است دور از ظاهر آیه. زیرا آیه صریحاً می فرماید؛ به خدا قرض دهد. این تعامل مستقیماً با خود خداست. یکطرف معامله خود او به تنهایی است. تو در آیه هیچ واسطه ای نمی بینی. اگر فقط میخواست بگوید بروید و به دیگران کمک کنید، براحتی میتوانست آن را چون بسیاری از آیات دیگر بیان کند! که کرده است. اکنون بی آنکه معنای دور قبل انکار شود، به معنایی نزدیکتر سلوک می کنیم؛
ای دوست سالکم، اینجا نکته ای نهفته است، و آن این است؛ تو این وجودت را، این فرصت زندگی ات را که از آن برخوردار شده ای، یا در راه خواهش های نفسانی و مطامع دنیوی، خرج می کنی، یا آن را در اختیار خداوند میگذاری و خدمتگزار او در زمین می شوی. یا به او اطمینان می کنی و جان و هستی ات را که از اوست، به خودش وا میگذاری، یا رد کار خود می روی و رستگاری را فراموش می کنی. خداوند، وجود سالک را نشانه رفته است.
با آنکه او خود خالق وجود است، میخواهد معلوم نماید آن کیست که آگاهانه و عاشقانه به او اعتماد می کند و تمام هستی اش را به او واگذار می نماید. آن کیست که تسلیم محض است و حیات جاودان را نشانه دارد. کیست که نفسش آنقدر مطمئنه است و به خدا کمترین شکی ندارد، و حاضر است تمام وجودش را به او قرض نیکو دهد. و این خود یک امتحان بزرگ است که هر کسی از آن سربلند بیرون نمی آید. و خداوند چنین جانی را به نیکی پرورش می دهد و بر آن می افزاید “فَیُضاعِفُهُ لَهُ اَضعافَاً کَثِیرَةً”. هم بر هدایت شان می افزاید، هم بر ایمان شان. “زادَهُم هُدَیً”، “فَزادَهُم اِیمانَاً”.
ای دوست، کل داستان به زبان ساده این است: تو نمی توانی بدون هدایت الهی، از این دنیای تاریک و پر برخورد ره به سلامت بری، اما آن “زنده ی آگاه” می تواند تو را عبور دهد، آن هم با رشدی فزاینده.
برنده ی بازی زندگی فقط اوست. به واقع تو با تسلیم وجودت، این فرصت را بدست می آوری تا از ظلمت به نور گذر کنی، و از “مردگی” به “زندگی” روی. پس زنده باد آنکه بجای بندگی ذهن خودش، روح و جانش به تمامی تسلیم “حیّ قیّوم” است و با جریان هستی سیر می کند. چنین کسی همواره ذکر حالش این است که؛ “اُفَوِضُ اَمرِی اِلَی اللهِ اِنَّ اللهَ بَصِیرٌ بِالعِبادِ”. و بدان که؛ در سیر “الی الله”، تسلیم مشروط نیست، آنچه هست، تسلیم محض است.
برگرفته شده از آثار استاد مسعود ریاعی
سایت : https://www.masoudriaei.com/