۲۹ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۱۷
رایجترین اشتباهها با شکل درست آنها در زبان فارسی
به نقل از :
https://www.arvancloud.com/fa/culture/orthography
شکل نادرست | شکل درست | توضیحات |
میباشد/ نمیباشد | است/ نیست | «میباشد» ترکیب درستی است؛ اما دیگر رایج نیست و بهتر است استفاده نشود. |
میگردد | میشود | به جز زمانیکه معنای «گردیدن و گردش» داشته باشد: زمین میگردد |
صورت میگیرد/ صورت میپذیرد | انجام میشود/ رخ میدهد | ترکیب ناموزونی است. |
روشن نمایید/ جمع نمایید | روشن کنید/ جمع کنید | «نمایاندن» تنها زمانی استفاده میشود که معنای «نشان دادن» داشته باشد: رخ نمایاند |
تمام نمود | تمام کرد | «نمودن» به معنای «نشان دادن، عرضه کردن، به نظر آمدن» است و نباید به معنای «کردن» به کار برود. |
طوفان | توفان | «ط» از حروف عربی است و بهکار بردن آن در واژههای غیرعربی (فارسی، فرنگی، ترکی و…) نادرست است. |
بلیط | بلیت | |
باطری | باتری | |
امپراطور | امپراتور | |
اطاق | اتاق | |
اطریش | اتریش | |
اطو | اتو | |
طالار | تالار | |
طپانچه | تپانچه | |
طپیدن | تپیدن | |
طوس | توس | |
طهران | تهران | |
طهماسب | تهماسب | |
اطراق | اتراق | |
بهخاطر | برای، بهمنظور، بهقصد، بهسبب | «خاطر» به معنای «یاد» است و جز در این معنا کاربرد آن نادرست است. |
بهجهت | بهسبب، برای، بهمنظور | «جهت» هنگامی استفاده میشود که معنای سمتوسو داشته باشد: به جهت راست |
لذا | برای اینکه/ پس | |
ارایه کردن | تقدیم کردن/ تحویل دادن/ عرضه کردن | «ارایه کردن» به معنای «نشان دادن» و «به معرض دید گذاشتن» است؛ در غیر این معنا، باید از واژههای گفته شده استفاده شود. |
آنچه که | آنچه | «آنچه» به معنا «آن چیزی که» است، بنابراین به یک «که» دیگر نیاز ندارد. |
به صورت | بهشکل | «صورت» به معنای «رخ» است و استفاده از آن جز در این معنا نادرست است. |
به اندازه کافی/ به حد کافی | آنقدر/ به حدی | از ترجمه لفظی enough وارد زبان فارسی شده است و با دستور زبان فارسی ناسازگار است. |
دهن | دهان | |
نهار | ناهار | «نهار» واژه عربی به معنای «روز» است. |
اقلاً | دست کم/ لااقل | واژه «اَقَلّ» در عربی غیرمنصرف است و تنوین نمیگیرد. |
اکثراً | بیشتر / اغلب | واژه «اکثر» در عربی غیرمنصرف است و تنوین نمیگیرد. |
ناچاراً | ناچار/ بهناچار | «ناچار» واژه فارسی است و تنوین عربی نمیگیرد. |
کاملاً/ دقیقاً/ … | کاملن/ دقیقن/… | اگر در جمله معادل فارسی مناسبی برای واژههای تنویندار نداشتیم، از شکل فارسی نوشتهی آن استفاده میکنیم. |
حتی | حتا | همانطور که میخوانیم، مینویسیم. |
نقطهنظر | دیدگاه/ نظرگاه/ طرز تلقی/ نظر | ترکیب «نقطه نظر» ترجمه لفظبهلفظ point of view است و در فارسی بیمعناست. |
نرخ | قیمت میزان سرعت پیشرفت |
نرخ در فارسی به معنای «بهای کالا در مظنهی رایج بازار» است و بهتر است در معانی دیگر استفاده نشود مانند نمونههای زیر: نرخ بیکاری = میزان بیکاری نرخ یادگیری = سرعت یادگیری (نرخ یادگیری یعنی حقالتدریس) |
با این وجود | با وجود این | «این» اشاره به جمله قبلی خود دارد و نباید پیش از «وجود» بیاید، در این حالت به «وجود» اشاره میکند و نادرست است. |
نشانگر | نشان/ نشاندهنده | پسوند «گر» بهمعنای «سازنده» است؛ این ترکیب جز در معنای «نشانِ سازنده» نادرست است. |
لازم به تذکر است | این تذکر لازم است/ گفتنی است | فعل «لازم بودن» حرف اضافه «به» نمیگیرد؛ حتا در بسیاری موارد میتوان این جمله را حذف کرد، بیآنکه به جمله لطمه بخورد. |
برعلیه | با/ بر/ برخلاف/ در برابر | «علیه» از زبان ترکی (ترجمه against در این زبان) وارد زبان فارسی شده است و نادرست است. |
مسوولین | مسوولان | شکل جمع با «ان» درست است. |
خدمتگذار/ نمازگذار/وامگذار … | خدمتگزار/ نمازگزار/وامگزار | «گزاردن» به معنای انجام دادن، ادا کردن، اجرا کردن، بهجا آوردن است. |
رئیس/ هیأت | رییس/ هییت | تا جای ممکن از بهکار بردن همزه پرهیز میکنیم. |
ارائه/زائل/ قائل… | ارایه/ زایل/ قایل… | همزه پس از مصوت بلند «آ» در واژههای عربی رایج در زبان فارسی بهشکل «ی» نوشته میشود. |
امضاء / ابتلاء / ابتداء / وزراء … | امضا/ ابتلا/ ابتدا/ وزرا | همزهی پایانی پس از مصوت بلند «آ» حذف میشود. |
چهارچوب | چارچوب | هر دو درست هستند، اما نوشتن بهشکل «چارچوب» درستتر است. |
چنانکه/ اینکه… | چنانکه / همینکه… | که همواره جدا نوشته میشود. |
میشود | میشود | «می» همواره جدا نوشته میشود. |
بیشتر/ کمتر | بیشتر/ کمتر | پسوند «تر» همواره جدا نوشته میشود. |
دستها/ آنها | دستها/ آنها | «ها» همواره جدا نوشته میشود با نیم فاصله کنار واژه قرار میگیرد. |
جزء | جزو | «جزء» و «جزو» هر دو درست هستند، اما شکل درست آن در فارسی «جزو» است. |
حبیبالله | حبیباله | در اسامی بهشکل اله نوشته میشود و تنها زمانیکه نام خداوند باشد بهشکل «الله» نوشته میشود. |
جستجو/ گفتگو/ لابلای/ کسب و کار | جستوجو/ گفتوگو/ لابهلای/ کسبوکار | واژههای ترکیبی که معنای واحدی دارند، با نیمفاصله، فاصلهگذاری میشوند. |
در مورد | دربارهی/ برای | زمانی میتوان از «مورد» استفاده کرد که چند مورد داشته باشیم و درباره یکی از آنها بخواهیم صحبت کنیم. |
لازم است که | باید | درازنویسی است. |
آنها/ آنان | آنها آنان |
آنها اشاره به جمع غیر انسان دارد. اشاره به جمع انسان دارد. |
گرچه….. ولی…. با اینکه/با آنکه… ولی… |
اگرچه…./ با اینکه…./ با آنکه…/ …. ولی |
نباید از هر دو واژه در یک جمله استفاده شود، یکی باید حذف شود. |
و در ضمن/ و همچنین | در ضمن/ همچنین | دو واژهی ربط با هم نمیآیند، «و» حذف میشود. |
مسئول | مسوول | چون مصوت ُ داریم، «مسوول» شکل درست املایی است. |
اساتید | استادان | شکل درست جمع «استاد»، «استادان» است. |
کار توسط علی انجام شد دزدان بهوسیلهی پلیس دستگیر شدند نامه توسط پست فرستاده شد تحریم ایران از سوی آژانس لغو شد |
علی کار را انجام داد پلیس دزدان را دستگیر کرد نامه با پست فرستاده شد آژانس تحریم ایران را لغو کرد |
«توسطِ، بهوسیلهی، از سویِ» از برگردان نادرست ترجمه به زبان فارسی راه یافته و در فارسی کاربرد ساختار جمله مجهول زمانیکه فاعل در جمله هست، نادرست است. با حذف آنها و جابهجایی مفعول و فاعل ساختار جمله از مجهول به معلوم (شکل درست) تغییر مییابد. گاه میتوان از «با» برای جایگزین «توسط» بهره برد. زمانیکه قصد داریم با آوردن مفعول به اول جمله، آنرا برجسته کنیم، همراه با «را» نشان مفعول اینکار را انجام میدهیم و شکل معلوم جمله را حفظ میکنیم: دزدان را پلیس دستگیر کرد. |
قابل قبول/ غیرقابل قبول قابل اطمینان/ غیرقابل اطمینان |
پذیرفتنی/ نپذیرفتنی مطمئن/ نامطمئن |
«قابل» و «غیرقابل» از برگردان نادرست ترجمه (able, unable) به زبان فارسی راه یافته است. بهجای این ترکیب ناموزون از ترکیبات فارسی میتوان بهره برد. |
عدم | نبود | «عدم» بهمعنای «نبود مطلق» است؛ برای نمونه «عدم وجود اکسیژن کافی» نادرست است. درست آن است که از واژه «نبود» بهره ببریم؛ مگر اینکه مقصودمان همان «نبود مطلق» باشد: عدم وجود اکسیژن در فضا. |
خیلی | بسیار، فراوان | از ریشهی «خیل» بهمعنای «لشکر و سپاه است» و در معنای مقدار، کاربرد نادرستی است. |
زیاد | بسیار، بیش از اندازه | خلاصه شده «زیاده» به معنای «بیشتر» است و کاربرد آن نادرست است. |
بهعنوان | با نام، چون، برای (حذف واژه) |
در مواردیکه باید حذف شود: از ترجمه نادرست (as) وارد زبان فارسی شده است و تاثیری در معنای جمله ندارد: میتوان این کار را به عنوان تمام شده تلقی کرد = میتوان این کار را تمام شده تلقی کرد آروان که نخستین عرضهکننده CDN در ایران است |
بر روی/ پس بنابراین/ سن…. سالگی | روی/ پس/ … سالگی | وقتی دو واژه هممعنا کنار هم قرار گیرند، کاربرد آنها حشو است و باید یکی را حذف کرد. |
کلیه | تمامی | «کلیه» عضوی از بدن است و در معنای «کل»، واژهی نادرستی است. |
بیتفاوت | بیاعتنا، بیعلاقه، بیتوجه، لاقید و… | بیتفاوت به معنای «بدون فرق و تمایز» است و برای مقایسه دو چیز همتراز بهکار میرود. |
از جایگاه ویژهای برخوردار بودن | جایگاه ویژهای داشتن | درازنویسی است. |
در رابطه با/ در ارتباط با | دربارهی، برای، بهمنظور | از ترجمه لفظ به لفظ (in connection with) وارد زبان فارسی شده است و نادرست است. |
بستگی دارد | تا ببینم/ تا چه پیش آید/ تا چهطور باشد/ فرق میکند و… | از ترجمهی نادرست (to depend) وارد زبان فارسی شده است و نادرست است. |
شرایط |
شروط/ شرطها موقعیت وضعیت |
«شرایط» جمع «شریطه» به معنای «قرارداد» است و کاربرد آن به معنای شرطها، موقعیت و وضعیت نادرست است. برای زمانیکه به معنای شرطهاست، شکل جمع عربی شروط درست است. شرایط خاورمیانه ← موقعیت خاورمیانه شرایط زندگی کارگران ← وضعیت زندگی کارگران |
چالش | بحران/ درگیری | چالش در زبان ترکی به معنای «جنگ» است. Challenge به معنای مبارزهطلبی و ستیزهجویی است و برگردان نادرستی در ترجمه آن انجام شده است. جز در این معنا کاربرد آن نادرست است. (بحران خاورمیانه، بحران اقتصادی، درگیری بین جناحی و…) |
بستۀ، ارایۀ، مایۀ… | بستهی، ارایهی، مایهی | شکل درست آن چسباندن «ی» به «ه» است. |
- تا جایی که امکان دارد از معادل فارسی کلمات عربی استفاده شود.
- تا جایی که میشود از تنوین استفاده نشود و معادل فارسی کلمات بهکار رود.
- نقطه، ویرگول، دو نقطه، علامت سوال، علامت تعجب یا خطاب، نقطه ویرگول و سه نقطه به واژه میچسبند و از واژهی بعدی فاصله میگیرند: تنهایی، گفت: کی میایی؟ خدایا! و…
- وقتی واژه بین گیومه یا پرانتز یا کروشه قرار میگیرد از آنها فاصله نمیگیرد: «هستی» [نماد] (نهان)
- پسوندها و پیشوندها همواره با نیمفاصله به واژهی اصلی میچسبند: میآید/ زنها/ بزرگترین
- اصل بر جدانویسی است؛ اما هرگاه چند پسوند داشتیم، که جدانویسی منجر به برهم خوردن شکل ظاهر واژه بشود، یکی از پسوندها را میچسبانیم: دستهایشان= دستهایشان (های و شان، پسوند هستند)
- واژههای ترکیبی (ترکیب چند واژه که یک معنای واحد را منتقل میکنند) بهشکل نیمفاصله کنار هم قرار میگیرند: برآمدن/ بهشکل/ گفتوگو/ آنکه
۰۰/۰۳/۲۹